تحلیل رفتار متقابل من

تحلیل رفتار متقابل من
دکتر معصومه بهبودی

دکتر معصومه بهبودی

دکتر معصومه بهبودی مدیریت مرکز دارای پروانه اشتغال از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران به شماره 1305 و مجوز مرکز از بهزیستی استان تهران

«تحلیل رفتار متقابل من» بر آن است تا با تجزیه و تحلیل رفتارهای فردی و بین فردی و آسیب شناسی آنها، چند‌و‌چون این رفتارها را روشن ساخته و با رفع نقایص موجود دست به تعدیل آنها بزند. هر چند که شالوده این روش برگرفته از تحلیل رفتار متقابل «اریک برن» است و ارائه کننده این مطلب از هر نظر خود را مدیون وی می‌داند، اما ویژگی‌های منحصر به فردی دارد که به مرور بر خواننده آشکار خواهد شد. در هر صورت تحلیل رفتار متقابل ویژگی عمده‌ای دارد که آنرا از دیگر مکاتب روانشناسی جدا می‌کند. به عبارت دیگر تحلیل رفتار متقابل با شناسایی حوزه‌های مختلف روان آدمی روشن سازی رفتارهای فردی و بین‌فردی، توانایی و آگاهی قابل توجهی در فرد ایجاد می‌کند. بطوریکه فرد می‌تواند با آگاهی از ساحت درون و تقسیم بندی آنها و نیز شناخت رفتارهای خویش و محیط دست به تعدیل کنش ها و واکنش‌های خود و محیط پیرامون خود بزند و در زمینه «خویش‌درمانی» به موفقیت‌هایچشم گیری نایل آید.

از تفاوت­های بحث حاضر و تحلیل رفتار متقابلی که اریک برن پایه گذار آن است در این است که در تحلیل رفتار من خویشتن فرد از بالغ جدا شده است و بالغ یکی از سه ساحت روان است. دلیل این مدعا این است که هیچ فردی برای شادی و تفریح بالغانه کودک نمی‌شود. چگونه فردی با شصت، هفتاد سال سن بالغانه تصمیم می‌گیرد که شورت ورزشی بپوشد و با جوانان شانزده هفده سال فوتبال بازی کند. بالغ واقعیت آزما و واقع نگر چگونه رأی به چنین کاری می‌دهد. در هنگام تصمیم گیری این خویشتن فرد است که تصمیم می‌گیرد نه بالغ او. دلیل دیگر عاشق شدن است. چگونه می‌توان بالغانه عاشق شد. چگونه حوزه بالغ که تحلیل گر و استدلال پسند است دست به انتخاب یک امر استدلال گریز می‌دهد. لذا باید اراده­ی دیگری در کار باشد تا بتواند با موقعیت سنجی اقدام در یکی از سه حوزه روان – والد، بالغ و کودک- را برگزیند.

بنابر آنچه که اریک برن می‌گوید و ما نیز بر آن معتقدیم روان آدمی از سه حوزه ی « والد » ، «بالغ» و «کودک»، تشکیل شده است. که در ادامه به تشریح هر کدام می‌پردازیم.

والد

حوزه والد مربوط می‌شود به کردار، گفتار و اندیشه‌های والدین و یا جانشین والدین. کودک پس از تولد از مراقبین خود مسایلی مانند نحوه مراقبت از خود، نحوه تعامل با محیط، ترس ها، قوانین و حتی دستورالعمل‌های شناخت افراد، بایدها و نبایدها، برداشت‌های فراگیر، استدلال‌های استقرایی، روش‌های مراقبتی، آداب معاشرت، نحوه پوشش، گفتار، کردار، پندار و غیره را در روان خویش ضبط کرده و بر طبق پیش نویس زندگی خود آنها را بکار می‌برد.

بالغ

حوزه بالغ ساحت آزمون واقعیت است. هیچ اساس و عاطفه‌ای در این حوزه وجود ندارد. هر چیز که بدون سند و مدرک باشد و استدلال ناپذیر در این حوزه جایی ندارد بالغ هر چند که خشک و بی روح است اما حوزه مدیریت زندگی آدمی است. عقل و ابزارهای عقلانی جولانگاه بالغ است.

کودک

این حوزه ساحت احساس و عاطفه است. غم، اندوه، شادی، سرور، شرم، هیجان و افسردگی متعلق به این حوزه است. اصل اصیل این حوزه لذت بردن و دوری گزیدن از آسیب و بدی است. این حوزه محل اندیشیدن خود محورانه نیز می‌باشد. هر چند که همدردی، هم ذات پنداری نیز از آن بر می‌خیزد.

روش زندگی

هر فرد بنابر موقعیت خاص و منحصر به فرد خود در زندگی یکی از حوزه ها را انتخاب کرده و در آن می‌زید. چرایی هر انتخاب از یک سو به شرایط دوران کودکی و از دیگر سو به برداشت‌های شخصی فرد از آن شرایط بستگی دارد. برداشت‌های هر فرد نیز به دو عامل وابسته است. اول آورده‌های روانی و دومی تلقین‌های روانی دیگران. آورده‌های روانی فرد چیزی جز نحوه مواجهه فرد با هستی نیست که مهم ترین شاخص آن کهن الگوهای یونگ می‌باشد. اما تلقین‌های روانی دیگران فیلترهایی است که محیط در روان و ذهن فرد قرار می‌دهد. صافی هایی مانند ترس، شرم و غیره. پس شخصی بنابر شرایط موجود و نحوه برداشت‌های کاملاً شخص خود روش زندگی را بر می‌گزیند که ما نیز همانطور که اریک برن معتقد بود آنرا پیش نویس زندگی می‌نامیم.

اما هر ساحت روان می‌تواند زیر مجموعه هایی نیز داشته باشد.
والد: حمایتگر، سرزنشگر، کنترل کننده
کودک: حمایتگر، سرزنشگر، کنترل کننده 

بالغ – واقعیت آزما

برخلاف نظر برخی توسعه دهندگان تحلیل رفتار والد هرگونه که باشد چیزی جز یک کنترل کننده نیست. والد کنترل کننده مثبت دست به حمایت می‌زند و والد کنترل کننده منفی با استفاده از دو روش سرزنش و کنترل این کار را انجام می‌دهد. و نیز کودک می‌تواند شامل سه زیر مجموعه مطیع، جمع کننده و بازیگوش باشد. کودک مطیع کودک و یا فردی است که برای حفظ بقای خویش می‌پندارد که باید گوش به فرمان دیگران باشد تا بتواند بهره‌ای از زندگی ببرد. کودک بازیگوش نیز به نوبه خود کودک یا فردی است که مدام در پی تفریح و بازی است و سر آخر کودک جمع کنند شخصی است که گمان می‌کند برای حفظ بقا باید دست به احتکار و جمع آوری ضروریات و سرگرمی‌ها زد، مانند مجموعه‌داران
و یا کسانی که در بی‌پول و قدرت و غیره هستند و بالغ نیز فقط آزمونگر واقعیت مسایل است. 

یوسف فتحی کارشناس ارشد روانشناسی عمومی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را به دوستان خود به اشتراک بگذارید

خواننده گرامی

آیا می دانستید بسیاری از مشکلات شخصی و گروهی با کمک گرفتن از مشاوران منخصص به راحتی قابل حل می باشد.

دیر اقدام نکنید

به راحتی با کارشناسان ما در تماس باشید تا شما را برای انتخاب مشاور راهنمایی نمایند.
اینجا کلیک نمایید

لیست محتوا

مرکز مشاوره

با ما تماس بگیرید تا با برترین مشاوران کشور مشاوره داشته باشید

مرکز مشاوره مهستا