رابطه بین هوش معنوی و مهارتهای ارتباطی با همبستگی و انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر

رابطه بین هوش معنوی و مهارتهای ارتباطی با همبستگی و انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر-مرکز مشاوره مهستا
دکتر معصومه بهبودی
دکتر معصومه بهبودی
مرکز مشاوره مهستا با 27سال سابقه کاری دارای سایت drbehboodi.ir با مجوز رسمی سازمان بهزیستی به شماره 717/2696/556 و مجوز از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره به شماره 339-م و همچنین پروانه فعالیت به شماره 1305 با مدیریت دکتر معصومه بهبودی و همکاری روانشناسان با سابقه در تمامی تخصص ها است.این مرکز مجهز به تمامی آزمون های روانشناختی (هوش، استعداد، رغبت، خانواده،شخصیت و...) و نورو فیدبک برای کودکان، نوجوانان، بزرگسالان و میانسالان می باشد و آماده همکاری در تمامی زمینه های خدمات روانشناختی با تمام شرکت ها وسازمانها و بانک ها است. رزومه دکتر معصومه بهبودی دکتر معصومه بهبودی مدیریت مرکز دارای پروانه اشتغال از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران به شماره 1305 ، مجوز مرکز مشاوره از بهزیستی استان تهران و مجوز مثبت زندگی از بهزیستی استان تهران، متخصص مشاوره خانواده، استادیار و مدیرگروه مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن (سال های 92 الی 94)، دارای تجربه و تخصص در روان‌درمانی کودک نوجوان و بزرگسال ،متخصص خانواده درمانی.

رابطه بین هوش معنوی و مهارتهای ارتباطی با همبستگی و انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر

رقیه پرهام*، معصومه بهبودی**

* دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر گروه روانشناسی و کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

** دانشیار و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

چکیده

هدف این پژوهش تعيين رابطه بین هوش معنوی و مهارت های ارتباطی با همبستگی و انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر بود. روش تحقیق این پژوهش توصیفی همبستگی و جامعه آماری کلیه دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر بودند که تعداد ۲۱۰ نفربا استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه خود سنجی هوش معنوی دیوید کینگ (۲۰۰۸)، پرسشنامه مهارت ارتباطی بارتون (۱۹۹۰)، مقیاس ارزیابی انطباق پذیری و همبستگی خانواده دیوید اولسون (۱۹۸۵) بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و یافته های پژوهش در سطح معنی داری (p≤0/01) نشان داد که بین هوش معنوی و مهارتهای ارتباطی باهمبستگی و انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متأهل رابطه معناداری وجود دارد. همچنین هوش معنوی و مهارتهای ارتباطی، همبستگی و انطباق پذیری خانواده را پیش بینی می کند. بطوریکه بین همبستگی و انطباق پذیری خانواده و همه مؤلفه های هوش معنوی رابطه معناداری وجود دارد و بین همبستگی و انطباق پذیری خانواده و همه مؤلفه های مهارتهای ارتباطی رابطه معناداری وجود داشت.

 واژگان کلیدی: هوش معنوی، مهارتهای ارتباطی، همبستگی و انطباق پذیری خانواده

هدف این پژوهش تعيين رابطه بین هوش معنوی و مهارت های ارتباطی با همبستگی و انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر بود. روش تحقیق این پژوهش توصیفی همبستگی و جامعه آماری کلیه دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر بودند که تعداد ۲۱۰ نفربا استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه خود سنجی هوش معنوی دیوید کینگ (۲۰۰۸)، پرسشنامه مهارت ارتباطی بارتون (۱۹۹۰)، مقیاس ارزیابی انطباق پذیری و همبستگی خانواده دیوید اولسون (۱۹۸۵) بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و یافته های پژوهش در سطح معنی داری (p≤0/01) نشان داد که بین هوش معنوی و مهارتهای ارتباطی باهمبستگی و انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متأهل رابطه معناداری وجود دارد. همچنین هوش معنوی و مهارتهای ارتباطی، همبستگی و انطباق پذیری خانواده را پیش بینی می کند. بطوریکه بین همبستگی و انطباق پذیری خانواده و همه مؤلفه های هوش معنوی رابطه معناداری وجود دارد و بین همبستگی و انطباق پذیری خانواده و همه مؤلفه های مهارتهای ارتباطی رابطه معناداری وجود داشت.

 واژگان کلیدی: هوش معنوی، مهارتهای ارتباطی، همبستگی و انطباق پذیری خانواده

بیان مسأله

خانواده کوچکترین جزء اجتماع است. اجتماعی که از خانواده های سالم تشکیل شده باشد، مسلما اجتماعی است سالم. و شرط آنکه خانواده ای سالم باشد این است که افراد آن سالم باشند. لذا برای بهبود وضع اجتماع، تلاش برای بهبود وضع خانواده و افراد آن مهمترین مسئله است (ستیر، ۱۳۹۳).

صاحب نظران در خصوص معنای سلامت در خانواده به توافق قطعی نرسیده اند؛ اما ساده ترین تعریف می گوید خانواده ای سالم تلقی می شود که در آن آسیب جدی وجود نداشته باشد. به باور بکوار و بکوار (۱۹۹۲) غالب خانواده های سالم دارای ویژگی های زیر هستند:

  • تقسیم و تخصیص بر حق قدرت میان اعضاء
  • وجود مقررات و قوانین با ثبات و پذیرفته شده در سیستم
  • وجود اشتراکات بنیادین در مورد شیوه های فرزندپروری
  • داشتن درک صحیح در خصوص نحوه ی حفظ روابط زناشویی
  • وجود اهداف کلی در مورد سیستم خانواده و جزئی در رابطه با هر عضو) و عمل کردن بر اساس این اهداف.
  • انعطاف پذیری و قابلیت سازگاری به منظور تطبیق با مراحل طبیعی استحاله در خانواده و نیز مواجهه ی کارآمد با بحران های پیش بینی نشده.

 از جمله عواملی که فرایند تحول روانی هر فرد را از بدو تولد تحت تأثیر قرار میدهد عامل کنش های خانوادگی است. یکی از نظریاتی که با دیدگاهی سیستمی خانواده را مورد بررسی قرار می دهد مدل گشتاوری (چند مختصاتی) اولسون است .

اولسون (۱۹۹۹) با نگاهی سیستمی به خانواده مدل گشتاوری را مطرح می سازد. فرضیه مهم این مدل این است که زوجها و خانواده های متعادل در مقایسه با سیستم های نامتعادل تمایل دارند که بیشتر مفید (عمل گرا باشند. بر این اساس وی در این مدل روی سه بعد اصلی سیستم های خانوادگی و زناشویی تمرکز می کند:

– انسجام خانوادگی و زناشویی

– انعطاف پذیری خانوادگی و زناشویی

– ارتباطات خانوادگی و زناشویی

انسجام خانواده به صورت پیوند عاطفی که اعضای خانواده نسبت به یکدیگر دارند تعریف می شود. در این بعد تمرکز بر آن است که چگونه سیستم ها جدایی شان را در تقابل با، با هم بودنشان متعادل می کنند.

بعد انعطاف پذیری خانوادگی و زناشویی به میزان تغییر در رهبری و مدیریت خانواده و روابط نقش و قوانین رابطه اشاره دارد. تمرکز این بعد بر این است که چگونه سیستمها استواری و استحکام را در مقابل تغییر متعادل می کنند.

بعد ارتباطات خانوادگی و زناشویی که بعد سوم در مدل گشتاوری است؛ یک بعد تسهیل کننده قلمداد می شود که برای تسهیل حرکت دو بعد دیگر مهم است.

یکی از یافته های مهم اولسون و همکارانش اهمیت نزدیکی زوجها و انعطاف پذیری زوجها در ازدواج های موفق می باشد. مطالعات گذشته نشان داده اند که گفتگو و حل و فصل اختلافات وجه تمایز اغلب زوج های موفق از ناموفق است، اما در ارزیابی اولسون، نزدیکی و انعطاف پذیری به اندازه گفتگو و حل و فصل اختلافات، در پیش بینی زندگی های زناشویی موفق پراهمیت جلوه کرده است. در زوج ها و خانواده هایی که با تعادل رفتار می کنند هر یک از اعضا، استقلال شخصی خود و وابستگی خویشاوندی را رشد و توسعه می دهد. این رویه نوعی توازن است که در آن فرد احساس راحتی کرده و به راحتی بین سطوح تنهایی و با هم بودن جابه جا می گردد (اولسون و همکاران، ۲۰۰۸).

گاتمن (۱۹۹۸) به این نتیجه رسید که موفقیت ازدواج احتمالا پیش از آنکه به سازگاری زوج با یکدیگر مرتبط باشد، وابسته به چگونگی ارتباط آنها در برخورد با مسائل گوناگون است (اولسون، ۱۳۸۳).

مهارت های ارتباطی مجموعه ای از رفتارهایی است که کیفیت ارتباط شخص با شخص را می سازد. ارتباط کار آمد، شامل توانایی همسران برای انتقال روشن، صحیح و مؤثر افکار، احساسات نیازها و خواسته هایشان می باشد (گلدنبرگ، ۲۰۰۰). زوج هایی که با مهارت، ارتباط مؤثر برقرار می کنند، توانایی تصدیق یکدیگر، گوش دادن و پاسخ غیرتدافعی به نیازهای همسر خود، تمرکز بر مسائل موجود در هنگام بروز سوء تفاهم و احساسات منفی به روشی غیرمخرب، از خود نشان میدهند فربد، ۱۳۸۶).

پال رنکین طبق تحقیقات خود گزارش داد، ۷۰ درصد زمان بیداری هر فرد صرف ارتباط می شود و از آن ۴۵ درصد به گوش دادن می گذرد، ۳۰ درصد سخن گفتن، ۱۶ درصد خواندن و فقط ۹ درصد برای نوشتن اختصاص دارد (مایرز و مایرز، ۱۳۸۷).

مهارت های گفتگوی خوب، آموختنی و بهبود یافتنی است. طبق تحقیقات گاتمن (۱۹۹۵) در زوج های شاد اظهارنظرهای مثبت، پنج برابر اظهارنظرهای منفی است (اولسون، ۱۳۸۳).

طی چند سال گذشته دانشمندان علوم رفتاری، فرآیند ارتباط انسانی را به دقت مطالعه و کشف کرده اند که رفتارهای خاص موجب نتایج قابل پیش بینی تر می شود. مهارت ها و فرآیندهای رفتاری خاص، افراد را قادر می سازد که پیامها را با دقت بیشتر، مؤثرتر و کارآمدتر رد و بدل کنند. علاوه بر آن مطالعات نشان میدهند زوج هایی که می آموزند چگونه تعارضها و اختلافات خود را به طور مؤثر و کارآمد حل و فصل کنند، بیشتر از زوج هایی که فاقد چنین مهارت هایی هستند می توانند به زندگی مشترک ادامه بدهند (میلر و همکاران، ۱۳۹۵).

از نظر کینگ (۲۰۰۸) هوش معنوی عبارت است از مجموعه ای از ظرفیت های ذهنی انطباقی که بر جنبه های غیر مادی و متعالی واقعیت استوار می شوند، به ویژه آنهایی که در ارتباط با ماهیت هستی فرد، معنای شخصی، تعالی و حالت های اوج گرفته هوشیاری میباشد. در عمل، این فرایندها با توجه به توانایی شان در تسهیل شیوه های منحصر بفرد حل مسأله، استدلال انتزاعی و کنار آمدن انطباقی می باشد.

بر اساس نظر زوهر و مارشال (۲۰۰۰)، به واسطه هوش معنوی به مشکلات معنا، ارزش و حل آنها می پردازیم و با استفاده از آن می توانیم اعمال و زندگی هایمان را در بافتی که از لحاظ معنادهی غنی تر و وسیع تر می باشد قرار دهیم و به کمک آن می توانیم بسنجیم که یک روش و یا یک راه زندگی از دیگر راه ها از معناداری بیشتری برخوردار است یا نه. در نگاه این دو نظریه پرداز، هوش معنوی پایه و اساس ضروری برای عملکرد مؤثر هوش منطقی و هوش هیجانی می باشد. هوش معنوی، هوش بنیادی و اساسی انسان است. آنها معتقدند که هوش معنوی، بینشی ژرف پدید می آورد که چشم اندازهایی نو و تازه به زندگی باز می کند، این بینش و چشم انداز تازه شخص را قادر می سازد که از عهده ی کارها به خوبی برآید و به گونه خلاق راه حل هایی تازه برای مسایل زندگی خود برگزیند.

هوش معنوی می تواند به عنوان یک متغیر مهم و متفاوت بین فردی در نظر گرفته شود. کاربرد آگاهانه هوش معنوی در زندگی فرد می تواند به افزایش رابطه با خویشتن، دیگران و جهان بزرگ تر شود (سیسک، ۲۰۰۲). واگن (۲۰۰۲) عقیده دارد که هوش معنوی موجب پرورش خودآگاهی بیشتر می شود. همچنین بر حسب نظام عقیدتی فرد، هوش معنوی قادر است که هوشیاری یا احساس پیوند با یک قدرت برتر یا یک وجود مقدس را تسهیل کند یا افزایش دهد (سیسک و تورانس، ۲۰۰۱).

حسین دخت، فتحی آشتیانی و تقی زاده (۱۳۹۲) تحقیقی تحت عنوان رابطه هوش معنوی و بهزیستی معنوی با کیفیت زندگی و رضایت زناشویی در بیمارستانهای شهر مراغه انجام دادند. نتایج این تحقیق نشان داد که بین هوش معنوی و بهزیستی معنوی با کیفیت زندگی و رضایت زناشویی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.

زارعی و احمدی سرخونی (۱۳۹۱) هدف از اجرای پژوهش، پیش بینی نقش مؤلفههای هوش معنوی و الگوهای ارتباطی با رضایت مندی زناشویی زوجین در شهر بندرعباس بود. یافته ها نشان داد که از بین خرده مقیاس های مربوط به الگو های ارتباطی و هوش معنوی زوجین، خرده مقیاس ارتباط سازنده متقابل و زندگی معنوی از هوش معنوی بیشترین مقدار پیش بینی را در واریانس متغیر وابسته رضایت زناشویی دارد و رابطه قوی و مثبت معنی داری وجود دارد.

خجسته مهر، عباس پور، رجبی (۱۳۸۷) در پژوهشی که بر روی زوجین متاهل در شهر اهواز انجام دادند به این نتیجه رسیدند که زوجین دارای مهارت های ارتباطی پرگذشت در مقایسه با زوجین دارای مهارت های ارتباطی کم گذشت به طور معناداری میزان پیوستگی، انطباق پذیری، سطح ارتباط و رضایت زناشویی بالاتری دارند.

پین (۲۰۱۷) در پژوهش خود سعی در توضیح عواملی داشت که معنویت از طریق آنها بر رابطه رومانتیک در خانواده ها اثر می گذارد. به اعتقاد او باورهای معنوی و مذهبی بر مؤلفه های روابط رومانتیک از قبیل ، آمیزش جنسی، انسجام زناشویی، عشقبازی، خانواده ی اصلی، فرزندان، آبستنی (زایمان)، و طلاق اثر می گذارند. این مطالعه نشان داد که باورهای معنوی و مذهبی بر جنبه های گوناگون زندگی زناشویی نفوذ دارد. باورهای معنوی و مذهبی با اثر گذاری بر باورهای ارتباطی و رفتاری جوانان را برای آغاز زندگی مشترک آماده می کنند.

چانگ (۲۰۱۷) در پژوهشی که بر روی زنان مطلقه مهاجر در کره انجام داد به این نتیجه رسید زنانی که طبق پاسخ های خودگزارشی آنان دارای مهارت های ارتباطی ضعیفی بودند معمولا در ایجاد و ادامه یک ارتباط مطلوب با دیگران به ویژه با همسر مشکل داشتند.

کویل، ناچجسکی، مگوین، سافیر، دی وایت و مک دونالد (۲۰۱۶) در حمایت از مفهوم سازی والش نتایج تحقیق خود را حاکی از تاثیر عملکرد خانواده بر تاب آوری آن منتشر کردند. آنها در پژوهش خود از ابزاری که پنج عامل مهم تاب آوری را در خود دارد، استفاده کردند. این پنج عامل عبارتند از ارتباط، حل مسأله، انسجام، نقش های انطباقی و ارزشها و باورهای خانواده بنابراین می توان گفت که کیفیت ارتباط زوجی و خانوادگی می تواند به طور مستقیم و غیر مستقیم متأثر از باورهای معنوی باشد.

گریف و لويسر (۲۰۱۵)، مطالعه ای کیفی با هدف بررسی نقش معنویت به عنوان یک ویژگی خانواده های تاب آور در خانواده های آفریقای جنوبی انجام دادند. شرکت کنندگان در مطالعه ی آنها اعضای ۵۱ خانواده بودند که باید به سه سؤال باز پاسخ که جهت تعیین عوامل و یا توانمندیهایی که اخیرا به خانواده ها کمک کرده بود پاسخ می دادند. نتایج این مطالعه نشان داد که معنویت یک منبع مقابله قدرتمند برای خانواده ها محسوب میشود. الگوهای محوری از شش دسته مرتبط تشکیل شده بودند که موفقیت در سازگاری خانواده های شرکت کننده پس از بحران را تسهیل می کردند. این شش دسته عبارت بودند از: خداوند؛ راهنمایی؛ کارهای (مقدرات) خداوند؛ طرحهای خداوند؛ عبادت؛ و ایمان.

لیتزینگر و گوردون (۲۰۱۴) در پژوهشی که در مورد انسجام و انعطاف پذیری خانواده در خانواده های دارای عضو بیمار مبتلا به ایدز و خانواده های جمعیت عمومی انجام دادند به این نتیجه رسیدند که مکانیسم عمدهای که از طریق آن حوادث چرخه زندگی منجر به کاهش انسجام خانواده می شود، ارتباط است. حوادث استرس زایی مثل بیماری مزمن منجر به کاهش گری، افزایش خصومت، انتقاد و منفی گری در خانواده می شود. در این میان زنان نسبت به مردان توجه بیشتری به محتوای پیام های ارتباطی خانواده دارند و انتقاد بیشتری از کیفیت ارتباط در خانواده می کنند، اما مردان با وجود انتقاد کمتر از رابطه تأثیر اندکی از نارضایتی زنان می پذیرند.

نتایج پژوهش مارش و دالاس (۲۰۱۴) بر روی زوجین کاتولیک نشان داد که بین داشتن عقاید و اعمال مذهبی و سطح تعارض و خشم زوجین رابطه معناداری وجود دارد. نتایج نشان داد زوجینی که سطح اعمال معنوی آنان بالا بود در روابط زناشویی شان و همبستگی با همسر تعارض کمتری داشتد.

نتایج پژوهش ویتکین و رز (۲۰۱۳) در مورد آموزش گروهی مهارتهای ارتباطی بر روی زوجین نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی می تواند سطح رضایت مندی زناشویی و همبستگی بین زوجین را ارتقاء بخشد.

نتایج پژوهش هانت و کینگ (۲۰۱۲) در پژوهشی که بر روی زوجی انجام دادند، دریافتند که بین شاخص معنویت و مذهب و رضایت زناشویی و حتی سلامت جسمانی آنان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد داشتن نگرش معنوی در زندگی می تواند نقش چشم گیری در پیش بینی رضایت زناشویی و سطح انعطاف پذیری زوجین داشته باشد.

سالیوان (۲۰۱۲) در پژوهشی که بر روی زوجین انجام داد، دریافت که بین گرایش های معنوی و مذهبی زوجین و ازدواج آنان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که مذهب و معنویت تاثیر باواسطه و طولی بر روی رضایت زوجین دارد و میزان همبستگی عاطفی آنان را تحت تاثیر قرار می دهد.

نتایج پژوهش وانگ و یائو (۲۰۱۰) بر روی پرستاران در مورد تجربه آنان در جلسات مراقبتهای معنوی نشان داد که پرستاران شرکت کننده در این جلسات به طور کلی رضایت از زندگی بالایی داشتند و در ارتباط شان با بیماران به شیوه ای مطلوب تر و کارآمدتر برخورد می کردند.

– والت و آلتا (۲۰۰۶) در پژوهشی که بر روی دانشجویان در دانشگاه آفریقای جنوبی انجام دادند به این رسیدند که هوش معنوی تبیین کننده مهارتهای ارتباط سازمانی در دانشجویان می باشد. هوش معنوی با تعدیل سازی مهارتهای ارتباطی می تواند نوع ارتباط و شیوه برقراری ارتباط با دیگران را در سطح معناداری تحت تأثیر قرار دهد.

لذا با عنایت به آنچه گفته شد این پژوهش قصد دارد این سؤال را پاسخ دهد که چه رابطه ای بین هوش معنوی و مهارت های ارتباطی با همبستگی و انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر وجود دارد؟

سؤال اصلی 

بین هوش معنوی و مهارتهای ارتباطی با همبستگی و انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر چه رابطه ای وجود دارد؟

سؤال های فرعی

1. بین هوش معنوی و هریک از خرده مقیاس های آن با همبستگی خانواده در دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر چه رابطه ای وجود دارد؟

۲. بین هوش معنوی و هریک از خرده مقیاس های آن با انطباق پذیری خانواده در دانشجودان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر چه رابطه ای وجود دارد؟

٣. بین مهارتهای ارتباطی و هریک از خرده مقیاس های آن با همبستگی خانواده دردانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر چه رابطه ای وجود دارد؟

۴. بین مهارتهای ارتباطی و هریک از خرده مقیاس های آن با انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر چه رابطه ای وجود دارد؟

۵. آیا هوش معنوی و مهارتهای ارتباطی، همبستگی و انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر را پیش بینی می کند؟

روش تحقیق در پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد.

جامعه آماری در تحقیق حاضر شامل کلیه دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر بوده است که در سال تحصیلی ۱۳۹۶ – ۱۳۹۵ مشغول به تحصیل بودند و طبق اعلام آن دانشگاه ۲۰۰۰ نفر می باشند. از بین دانشجویان ۲۴۰ نفر (با احتساب ۴۰ نفر برای افت آزمودنی ها) به صورت تصادفی خوشه ای (با در نظر گرفتن نسبت دانشجویان دانشکدها و جنسیت دانشجویان در جامعه ) انتخاب شدند. در بررسی نهایی به دلیل عدم پاسخ کامل به پرسشنامه ها، تعداد ۳۰ پرسشنامه حذف شده و در نهایت اطلاعات ۲۱۰ نفر مورد تحلیل قرار گرفت.

روش گردآوری اطلاعات

پرسشنامه خود سنجی هوش معنوی کینگ: این مقیاس توسط دیوید کینگ در سال (۲۰۰۸) تدوین شده است. این مقیاس یک ابزار اندازه گیری مربوط به سنجش هوش معنوی با چهار زیر مقیاس (تفکر انتقادی وجودی، تولید معنای شخصی، بسط حالت هوشیاری و آگاهی متعالی) و دارای ۲۴ گونه است. مقیاس بر اساس طیف لیکرت پنج گزینه ای لیکرت با گزینه های “اصلا در مورد من صدق نمی کند”، “خیلی در مورد من صادق نیست”، “تا حدودی در مورد من مورد صدق می کند”، “خیلی در مورد من صادق است”، “کاملا در مورد من صادق است” تنظيم شده است.

پرسشنامه مهارت ارتباطی بارتون: پرسشنامه مهارت های ارتباطی در سال (۱۹۹۰) توسط جی. ای بارتون تهیه و تنظیم شد. این پرسشنامه ۱۸ سوال رادربر گرفته و دارای سه مولفه می باشد و هدف از آن کمک به فرد برای حصول بینش در مورد مهارت های ارتباطی خود می باشد. مهارت های ارتباطی مورد بررسی در این پرسشنامه بر طبق نظریه بارتون، سه مهارت کلامی ، مهارت گوش دادن و مهارت بازخورد است . این پرسشنامه دارای طیف لیکرت است و به صورت کاملا مخالف ۱، مخالف ۲، مطمئن نیستم ۳، موافق ۴، کاملا موافق ۵، نمره گذاری شده است.

مقیاس ارزیابی انطباق پذیری و همبستگی خانواده: (م ا ا ه خ- ) این مقیاس توسط دیوید اچ. اولسون، جویسی پورتنر و یو. آف. لوی (۱۹۸۵) تدوین شده است. هدف اندازه گیری همبستگی و انطباق پذیری خانواده می باشد. این مقیاس یک ابزار ۲۰ سؤالی است که برای سنجش دو بعد عمده عملکرد خانواده، یعنی همبستگی و انطباق پذیری تدوین شده است. این مقیاس بر اساس الگوی حلقوی پیچیده عملکرد خانواده ساخته شده است که بر وجود سه بعد محوری در عملکرد خانواده، یعنی همبستگی، انطباق پذیری (قدرت تغییر کردن) و ارتباط تأکید دارد. (م ا ا ه خ-  ) سومین ابزار از یک رشته ابزار است که برای سنجیدن دو بعد از این سه بعد ساخته شده است. این ابزار برای قرار دادن خانواده ها در الگوی حلقوی پیچیده» تدوین شده است و این کار را با سنجیدن نظر اعضا نسبت به خانواده خود در وضع حاضر (ادراک) و در وضعیت دلخواه (ایده آل آنها انجام می دهد. بنابراین، در این مقیاس به همان ۲۰ سؤال به دو طریق متفاوت پاسخ داده می شود.

روش و تجزیه و تحلیل اطلاعات

برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره استفاده شده است.

سؤال پژوهشی اول: بین هوش معنوی و هر یک از خرده مقیاس های آن با همبستگی خانواده در دانشجویان متاهل چه رابطه ای وجود دارد؟

جدول ۱: خلاصه نتایج تجزیه و تحلیل واریانس برای معناداری مدل رگرسیون

خلاصه نتایج تجزیه و تحلیل واریانس برای معناداری مدل رگرسیون-مرکز مشاوره مهستا

همانطور که مندرجات جدول ۱ نشان میدهد، هوش معنوی در مدل رگرسیون به طور معناداری با همبستگی خانواده دانشجویان متاهل رابطه دارند(f=5/02 , p<0/01)  

جدول ۲: خلاصه ضرایب رگرسیونی برای ابعاد هوش معنوی

خلاصه ضرایب رگرسیونی برای ابعاد هوش معنوی-مرکز مشاوره مهستا

متغیر ملاک: همبستگی خانواده

نتایج جدول ۲، سهم هر کدام از متغیرهای وارد شده در مدل پیش بینی همبستگی خانواده را نشان می دهد. همان طوری که در جدول ۲ ملاحظه می شود یکی از ابعاد هوش معنوی (ایجاد معنای شخصی) سهم معناداری در پیش بینی” همبستگی خانواده ” دارند و بزرگترین ضرایب بتا برابر با 30/0برای ایجاد معنای شخصی می باشد. به عبارتی دیگر عامل ” ایجاد معنای شخصی “نقش قوی تری در پیش بینی” همبستگی خانواده ” دانشجویان متاهل دارد.

سؤال پژوهشی دوم: بین هوش معنوی و هر یک از خرده مقیاس های آن با انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متاهل چه رابطه ای وجود دارد؟

جدول ۳: خلاصه نتایج تجزیه و تحلیل واریانس برای معناداری مدل رگرسیون

خلاصه نتایج تجزیه و تحلیل واریانس برای معناداری مدل رگرسیون-مرکز مشاوره مهستا 1

همانطور که مندرجات جدول ۳ نشان می دهد، هوش معنوی (تفکر وجودی، ایجاد معنای شخصی، آگاهی متعالی، گسترش حالت هوشیاری)، در مدل رگرسیون به طور معناداری با انطباق پذیری خانواده رابطه ندارند          (f=1/34 , p>0/01)

سؤال پژوهشی سوم: بین مهارت های ارتباطی و هر یک از خرده مقیاس های آن با همبستگی خانواده در دانشجویان متاهل چه رابطه ای وجود دارد؟

جدول ۴: خلاصه نتایج تجزیه و تحلیل واریانس برای معناداری مدل رگرسیون

خلاصه نتایج تجزیه و تحلیل واریانس برای معناداری مدل رگرسیون3-مرکز مشاوره مهستا

همانطور که مندرجات جدول ۴ نشان می دهد، مهارت های ارتباطی (مهارت کلامی، مهارت شنود، مهارت بازخورد)، در مدل رگرسیون به طور معناداری با همبستگی خانواده رابطه دارند ( P<0/01و۶۱ /۷۴ (F=

جدول ۵: خلاصه ضرایب رگرسیون برای مهارت های ارتباطی

خلاصه ضرایب رگرسیون برای مهارت های ارتباطی-مرکز مشاوره مهستا

متغير ملاک: همبستگی خانواده

نتایج جدول ۵، سهم هر کدام از متغیرهای وارد شده در مدل پیش بینی همبستگی خانواده را نشان میدهد. همان طوری که در جدول ۵ ملاحظه می شود مهارت کلامی و مهارت بازخورد سهم معناداری در پیش بینی همبستگی خانواده دانشجویان متاهل دارند و بزرگترین ضریب بتا برابر با 45/0 برای مهارت کلامی می باشد. به عبارتی دیگر عامل ” مهارت کلامی “نقش قوی تری در پیش بینی ” همبستگی خانواده ” دانشجویان متاهل دارد.

سؤال پژوهشی چهارم: بین مهارتهای ارتباطی و هر یک از خرده مقیاس های آن با انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متاهل چه رابطه ای وجود دارد.

جدول ۶: خلاصه نتایج تجزیه و تحلیل واریانس برای معناداری مدل رگرسیون

خلاصه ضرایب رگرسیون برای مهارت های ارتباطی ضریب رگرسیون4-مرکز مشاوره مهستا

همانطور که مندرجات جدول ۶ نشان میدهد، مهارتهای ارتباطی (مهارت کلامی، مهارت شنود، مهارت بازخورد)، در مدل رگرسیون به طور معناداری با انطباق پذیری خانواده رابطه دارند   (F=59/33 , P<0/01)

جدول ۷: خلاصه ضرایب رگرسیون برای مهارت های ارتباطی ضریب رگرسیون

خلاصه ضرایب رگرسیون برای مهارت های ارتباطی ضریب رگرسیون5-مرکز مشاوره مهستا

متغير ملاک: انطباق پذیری خانواده

نتایج جدول ۷، سهم هر کدام از متغیرهای وارد شده در مدل پیش بینی انطباق پذیری خانواده را نشان میدهد. همان طوری که در جدول ۷ ملاحظه می شود مهارت شنود سهم معناداری در پیش بینی انطباق پذیری خانواده دانشجویان متاهل دارد و بزرگترین ضریب بتا برابر با 62/0برای مهارت شنود می باشد. به عبارتی دیگر عامل “مهارت شنود “نقش قوی تری در پیش بینی ” انطباق پذیری خانواده ” دانشجویان متاهل دارد.

 سؤال پژوهشی پنجم: آیا هوش معنوی، مهارتهای ارتباطی، همبستگی و انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر را پیش بینی می کنند؟

جدول ۸: خلاصه نتایج تجزیه و تحلیل واریانس برای معناداری مدل رگرسیون

خلاصه نتایج تجزیه و تحلیل واریانس برای معناداری مدل رگرسیون6-مرکز مشاوره مهستا

همانطور که مندرجات جدول ۸ نشان می دهد، هوش معنوی (تفکر وجودی ، ایجاد معنای شخصی، آگاهی متعالی، گسترش حالت هوشیاری و مهارت های ارتباطی (مهارت کلامی، مهارت شنود، مهارت بازخورد)، در مدل رگرسیون به طور معناداری با همبستگی و انطباق پذیری خانواده رابطه دارند (F=79/36 , P<0/01)

جدول ۹ خلاصه ضرایب رگرسیون برای هوش معنوی و مهارت های ارتباطی

خلاصه ضرایب رگرسیون برای هوش معنوی و مهارت های ارتباطی-مرکز مشاوره مهستا

متغیر ملاک: همبستگی و انطباق پذیری خانواده

نتایج جدول ۹، سهم هر کدام از متغیرهای وارد شده در مدل پیش بینی همبستگی و انطباق پذیری خانواده را نشان میدهد. همان طوری که در جدول ۹ ملاحظه می شود مهارت های ارتباطی و هوش معنوی سهم معناداری در پیش بینی همبستگی و انطباق پذیری خانواده دانشجویان متاهل دارند و بزرگترین ضریب بتا برابر با ۷۵/ . برای مهارت های ارتباطی می باشد. به عبارتی دیگر عامل ” مهارت های ارتباطی “نقش قوی تری در پیش بینی “همبستگی و انطباق پذیری خانواده ” دانشجویان متاهل دارد.

بحث و نتیجه گیری

بر اساس یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات جمع آوری شده سؤال های پژوهش مورد بررسی قرار گرفت. سپس بر اساس شواهد و مستندات علمی برای هر سؤال تبیین – هایی مطرح گردید. سئوال پژوهشی اول: بین هوش معنوی و هر یک از خرده مقیاس های آن با همبستگی خانواده در دانشجویان متاهل چه رابطه ای وجود دارد؟

بر اساس یافته های پژوهش، از سؤال پژوهشی اول چنین نتیجه گرفته شد که بین ابعاد هوش معنوی با همبستگی خانواده در دانشجویان متاهل رابطه معناداری وجود دارد. این نتیجه با نتایج پژوهش های والت و التا، ۲۰۰۶ وانگ و یائو، ۲۰۱۶) مطابقت دارد.

تبیین احتمالی در مورد نتیجه پژوهش از چند جهت قابل تبیین می باشد. هوش معنوی، برای انتخابی درست از میان راههای موجود در بحث معنویت و عرفان، تشخیص راه درست از غلط، یا عرفان صحیح است که با این هوش انسان دچار تشویش نشده و در دو راهی، تشخیص راه درست از غلط را به انسان نشان میدهد. به نظر می رسد زوجینی که مؤلفه های هوش معنوی را در طول روز به کار می گیرند می توانند افکار و احساسات خود را کنترل کرده و بر تنش های خود فایق شده و سطح همبستگی خانوادگی بیشتر و بهتری را تجربه کنند و بالطبع آن سلامت روانی و رضایت زناشویی بهتری داشته باشند.

همچنین می توان نتیجه گرفت که فراهم نمودن عوامل حمایتی مانند مذهب و معنویت به منظور ارتقاء دهنده سطح سلامت روانی افراد کمک می کند که آنان به لحاظ شناختی و عاطفی دارای انعطاف پذیری بالاتری باشند که طبق رویکردهای شناختی انعطاف پذیری های شناخی و عاطفی از عوامل اساسی و بسیار مهمی هستند که در زندگی فردی و خانوادگی افراد نقش بسیار کلیدی دارند. داشتن روحیه معنوی و توانایی های درونی و اندیشه های معنوی جنبه هایی اجتناب ناپذیر از زندگی زوجین می باشند که در بیشتر شرایط بحرانی و مشکل زای زندگی می توانند به بهبود سطح سلامت و همبستگی بین زوجین کمک کند.

در صورتی که خانواده بتواند در زمینه ارتقاء سلامت و به ویژه معنویت و ایجاد انگیزه در اعضای خانواده، تلاش و فعالیت هایی انجام دهد، این امر باعث افزایش سطح رضایت مندی زوجین، افزایش سطح همبستگی بین زوجین، بهبود کیفیت زندگی، جلوگیری از رکود و خمودگی، ابتکار، خلاقیت، کاهش تنش ها و فشارهای روانی می گردد.

سئوال پژوهشی دوم: بین هوش معنوی و هر یک از خرده مقیاس های آن با انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متاهل چه رابطه ای وجود دارد؟

بر اساس یافته های پژوهش، از سؤال پژوهشی دوم چنین نتیجه گرفته شد که بین ابعاد هوش معنوی با انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متاهل رابطه معناداری وجود ندارد. این نتیجه با نتایج پژوهش های پین (۲۰۱۷) و سالیوان (۲۰۱۲) مطابقت نداشت.

نتایج پژوهش های پین (۲۰۱۷) و سالیوان (۲۰۱۲) نشان داد که بالا بودن سطح هوش معنوی می تواند سطح کارآیی خانواده را افزایش دهد. در صورتی که در پژوهش حاضر ابعاد هوش معنوی رابطه معناداری با انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متاهل وجود نداشت.

در تبیین این نتیجه ناهمسو می توان گفت که ممکن است چون این پژوهش بر روی جوامع آماری گوناگونی انجام شده اند، نتایج متفاوتی بدست آمده است. تبیین دیگر ممکن است به این دلیل باشد که چون انطباق پذیری خانواده، پویایی و انعطاف پذیری زوج ها در برابر ناهماهنگی۔ ها را نشان میدهد و نشانه ای از توانایی نظام خانواده و زوج ها برای سازگار شدن با تغییرات کل نظام و اجزای آن است، لذا انطباق پذیری خانواده به عوامل گوناگون و متعددی بستگی دارد و این عوامل در زوجین گوناگون بسیار متفاوت می باشد. براین اساس هوش معنوی زوجین به تنهایی سهم کمی در پیش بینی انعطاف پذیری زوج ها دارد و عوامل متعدد دیگری هم وجود دارد که می توانند سطح انعطاف پذیری زوج ها را تبیین کنند. بنابراین احتمال دارد یک دلیل هم این باشد که در این پژوهش هوش معنوی رابطه معناداری با انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متاهل وجود نداشت.

سؤال پژوهشی سوم: بین مهارت های ارتباطی و هر یک از خرده مقیاس های آن با همبستگی خانواده در دانشجویان متاهل چه رابطه ای وجود دارد؟

بر اساس یافته های پژوهش، از سؤال پژوهشی سوم چنین نتیجه گرفته شد که بین ابعاد مهارتهای ارتباطی با همبستگی خانواده در دانشجویان متاهل رابطه معناداری وجود دارد. این نتیجه با نتایج پژوهش های رتیکین و رز (۲۰۱۳)، برودول ولایت (۲۰۱۶) و چانگ (۲۰۱۷) مطابقت دارد.

در تبیین این نتیجه می توان گفت که چون رضایت مندی زناشویی و همبستگی بین زوجین در اثر وجود یک رابطه مطلوب یا وجود یک رابطه خیلی محکم، سازنده و کارآمد تداوم می یابند و بصورت یک عامل تقویت و انگیزشی برای بهبود زندگی زناشویی عمل می کند، لذا ایجاد و بهبود مهارتهای ارتباطی شرایطی را برای زوجین ایجاد می کند و فرصتی را فراهم می سازد تا بتوانند درصدد حل مشکلات و تعارضات خودشان برآیند. وقتی زوجین مهارت های ارتباطی بالایی داشته باشند، یکدیگر را بهتر و عمیق درک می کنند، نیازهای یکدیگر را خیلی بهتر و مناسب تر می شناسند و این حالت به شکل گیری تعاملات سازنده تر و همبستگی بیشتر در خانواده کمک می کند.

این دسته از زوجین خیلی کمتر پرخاشگری می کنند و به جای بحث و جدل، با گفتگو و صحبت کردن مسایل و مشکلات خودشان را حل و فصل می کنند. از طرفی دیگر چون زوجین دارای مهارت های ارتباطی بالا نسبت به یکدیگر بیشتر گذشت می کنند، نسبت به یکدیگر پذیرش بیشتری دارند و به راحتی احساسات خود را با هم در میان می گذارند. بنابراین زوج ها به جای این که نقاط ضعف همدیگر را در نظر بگیرند و به دنبال متهم کردن یکدیگر و درگیری باشند، بیشتر ذهن خود را بر روی نقاط قوت، توانایی ها و شایستگی های یکدیگر متمرکز کرده و با هم ارتباطات سازنده و مثبت تری را برقرار می کنند.

سؤال پژوهشی چهارم: بین مهارتهای ارتباطی و هر یک از خرده مقیاس های آن با انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متاهل چه رابطه ای وجود دارد؟

بر اساس یافته های پژوهش، از سؤال پژوهشی چهارم چنین نتیجه گرفته شد که بین ابعاد مهارتهای ارتباطی با انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متاهل رابطه معناداری وجود دارد.

این نتیجه با نتایج پژوهش های برگر و هانا (۲۰۰۱) مايو و همکاران (۲۰۱۲) و مک نولتی (۲۰۱۵) مطابقت دارد.

در تبیین این یافته می توان گفت از آن جایی که زوج ها معمولا به طور اجتناب ناپذیری از یک سری مراحل چرخه زندگی عبور می کنند و این دوره های انتقالی با تغییراتی همراه است. زوج هایی که در برابر این تغییرات، انعطاف پذیری لازم را داشته باشند و بتوانند علاوه بر نقش های با ثبات، در مواقع لزوم نقش های خود را تغییر دهند، پایه های زندگی خود را محکم تر خواهند کرد سطح انطباق پذیری خانواده افزایش می یاید و رضایت زناشویی بیشتری خواهند داشت. از این رو وقتی زوجین مهارت های ارتباطی بالایی داشته باشند تعارضات بین فردی به حداقل می رسد و زوج ها به جای جدل و درگیری فیزیکی و کلامی، صریح و روشن حرف می زند، در بحث ها خشک و انعطاف پذیر نباشند و عواطف متنوعی را به کار می گیرند و می توانند خوشحالی یا نارحتی خود را با هم در میان بگذارند. برگر و هانا (۲۰۰۱) هم اعتقاد دارند مجهز بودن زوجین به مهارت های ارتباطی سازنده و مثبت به شکل گیری مجدد یک رابطه زناشویی مطلوب منجر می شود. در واقع زوجین دارای مهارت های ارتباطی بالا می توانند تغییرات ناگهانی و اجتناب ناپذیری که معمولا در روابط زناشویی ممکن است اتفاق بیفتد را به مسیری خاص و مشخص هدایت کنند. بر این اساس منطقی به نظر می رسد که داشتن مهارتهای ارتباطی زوجین می تواند سطح انطباق پذیری دانشجویان متأهل را تبیین کند.

سؤال پژوهشی پنجم: آیا هوش معنوی و مهارتهای ارتباطی، همبستگی و انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر را پیش بینی می کنند؟

بر اساس یافته های پژوهش، سؤال پژوهشی پنجم تأیید شد و چنین نتیجه گرفته شد که هوش معنوی و مهارتهای ارتباطی می توانند همبستگی و انطباق پذیری خانواده در دانشجویان متاهل را به طور معناداری پیش بینی کنند. این نتیجه با نتایج پژوهش های هانت و کینگ (۲۰۱۲) و مارش و دالاس (۲۰۱۴) مطابقت دارد.

در تبیین این یافته ها چنین می توان بیان کرد که چون زوجین دارای روحیه معنوی بالا معمولا اهداف و مقاصد دیگری هم در زندگی خودشان جستجو می کنند و چیزی فراتر از پاداش های مادی در کار جست و جو می کنند، آنان در جستجوی یک زندگی با معنا، امیدبخش و خواستار متعادل ساختن زندگی شان هستند. معنویت در خانواده و زندگی زناشویی توصیف تجربه زوجینی است که کارشان را ارضا کننده، با معنا و هدفمند ادراک می کنند و تجربه معنویت در زندگی زناشویی با افزایش خودکارآمدی، خوش بینی و امیدواری پیوند می خورد.

به بیان دیگر، وجود معنویت در تمام عرصه ها باعث ایجاد نوعی معنا و آگاهی در زندگی می شود. داشتن معنا در زندگی زناشویی زوجین هویت شخصی آنان را انجام می دهد و امری است که افراد بشر را منحصر به فرد می سازد و به ایجاد همبستگی آنان کمک می کند.

همچنین می توان گفت که سلامت معنوی از طریق تدارک یک چارچوب برای تفسیر و توصیف تجارب زندگی و به موجب آن فراهم کردن نوعی احساس انسجام و بهم پیوستگی وجودی می تواند سطح بالایی از همبستگی و انسجام خانواده را در زوجین ایجاد کند.

به تعبیری دیگر معنویت یک سامانه اعتقادی و باوری منسجم ایجاد می کند که باعث می شود افراد برای زندگی معنی پیدا کنند و به آینده امیدوار باشند. هوش معنوی با ایجاد انگیزه و انرژی در فرد، امید به زندگی را افزایش و عملکرد فرد را ارتقا می بخشد. این سازه باعث می شود که زوجین از یک منبع خاص به عنوان پایگاه حمایتی و منبعی که بتوان به آن تکیه کرد بهره مند شود و در نتیجه میزان رضایت از زندگی و همبستگی بیشتر در چارچوب زندگی خانوادگی پیدا می کنند.

وجود احساسات، رفتارها، شناخت های مثبت از ارتباط با خود، دیگران، طبیعت و موجودی برتر، به عنوان عناصر سلامت معنوی، با ایجاد انگیزه و هدف های عمیق و والا منبعی برای انعطاف پذیری انطباق پذیری و نیز تعیین کننده فرآیندهای شناختی و ذهنی در افراد هستند که می توانند به ارتقاء سطح همبستگی و رضای مندی افراد چه در زندگی خانوادگی و چه در زندگی فردی کمک کند. در واقع هوش معنوی به زوجین کمک می کند تا معنای حوادث زندگی بخصوص حوادثی که دردناک و اضطراب زا هستند را به طور کارآمدی بفهمند و باعث دلگرمی و خرسندی بالقوه ای در روان و روحیه آنان شود.

سلامت معنوی، به عنوان بخش زیر بنایی باورها نقش مهمی در کنش های زوجین ایفاء می کند و به آنان توانایی تغییر و تحول و توانایی انطباق پذیری و رسیدن به همبستگی مطلوب را اعطاء می کند و ظرفیت زوجین را برای رویارویی با دشواری ها و سختی ها و فائق آمدن بر آنها بالا می برد.

افزون بر این تعامل هوش معنوی و داشتن روحیه معنوی در کنار مهارت های ارتباطی می تواند مقدار بیشتری از توانایی انطباق پذیری و رسیدن به همبستگی مطلوب را در زوجین پیش بینی کند. مهارت های ارتباطی که در واقع بیشتر به مهارت های ایجاد تعامل و گفتگوی زوجین با یکدیگر، توانایی زبان غیر کلامی و توانایی ایجاد ارتباط می باشد و هوش معنوی که غنا بخش بار معنایی در روابط بین زوجین می باشد، می توانند سطح همبستگی و توانایی انعطاف پذیری و انطباق پذیری را در زوجین افزایش دهد.

محدودیت های پژوهش

پژوهشگر احتمال می دهد که شرایط اجتماعی و اقتصادی دانشجویان متاهل در سطح همبستگی و میزان انطباق پذیری آنان نقش داشته باشد، که ممکن است در نتایج این پژوهش تداخل کرده باشند.

– از آن جایی که سطح همبستگی و میزان انطباق پذیری دانشجویان متاهل به عوامل روانی و غیر روانی زیادی در زندگی آنان بستگی دارد با توجه به هم پوشی عوامل روانی و معنویت احتمال دارد که در سهم پیش بین متغیر معنویت اثر کنش متقابل اتفاق افتاده باشد. که امکان کنترل آن وجود نداشت.

– با توجه به این که سطح هوش معنوی و مهارتهای ارتباطی دانشجویان متاهل تا حدودی به عواملی مانند سبک زندگی، عوامل خانوادگی و نوع رشته تحصیلی آنان بستگی دارد، عدم مطالعه و کنترل این متغیرها می تواند در نتیجه بدست آمده پژوهش حاضر محدودیت ایجاد کند.

پیشنهادهای کاربردی

– به روان شناسان و مشاوران در حوزه خانواده پیشنهاد می شود که در ارائه و تدوین راهبردها و راهکارها برای ارتقاء سطح رضایت زناشویی، سطح همبستگی و میزان انطباق پذیری دانشجویان متاهل، به نقش معنویت آنان توجه کنند.

– به روان شناسان و مشاوران خانواده پیشنهاد می شود که به منظور ارتقاء سطح همبستگی و میزان انطباق پذیری، علاوه بر توجه به نقش معنویت، با انجام کارگاه های آموزشی نسبت به آموزش و تقویت مهارت های ارتباطی به زوجین اقدام کنند.

پیشنهادهای پژوهشی

– پیشنهاد می شود پژوهش های آزمایشی با موضوع برنامه های روانی- آموزشی با تاکید بر نقش معنویت و عوامل روان شناختی در چارچوب مولفه های معنویت و مهارتهای ارتباطی برای زوجین انجام شود. |

– با توجه به تفاوت های فردی، اجتماعی و اقتصادی خانواده ها و گوناگون شدن سطح معنویت افراد، پیشنهاد می شود در پژوهش های بعدی، پرسشنامه های سنجش ابعاد سطح هوش معنوی و مهارتهای ارتباطی متناسب با شرایط زندگی دانشجویان متاهل تدوین شود.

– پیشنهاد می شود در پژوهش های بعدی نقش عوامل سبک زندگی، عوامل خانوادگی و نوع رشته تحصیلی به تنهایی و به صورت واسطه ای در روابط بین معنویت با مهارتهای ارتباطی و همبستگی و انطباق پذیری زوجین مطالعه شود.

منابع

– اولسون، د. (۱۳۸۳). توانمند سازی همسران (کامران جعفری نژاد، مترجم). تهران:سازمان بهزیستی

 – ثنائی، ب.، علاقبند، س.، فلاحتی، ش.،هومن، عباس. (۱۳۸۷). مقیاسهای سنجش خانواده و ازدواج. تهران موسسه انتشارات بعثت

– حسین دخت، آ، فتحی آشتیانی، ع.، تقی زاده، م. (۱۳۹۲). رابطه هوش معنوی و بهزیستی معنوی با کیفیت زندگی و رضایت زناشویی روان شناسی و دین، شماره ۲، سال۵۷-۷۴،۶

– خجسته مهر، ر.، عباس پور، ذ.، رجبی، غ. (۱۳۸۷). مقایسه پیوستگی، انطباق پذیری، سطح ارتباط و رضایت زناشویی در متاهلین پر گذشت و کم گذشت اداره های دولتی شهر اهواز، مجله علوم تربیتی و روان شناسی، سال ۱۵، شماره ۱، ۱۹۴-۱۷۹

– زارعی، ا، احمدی سرخونی، ط. (۱۳۹۱). نقش پیش بینی کننده های هوش معنوی و الگو های ارتباطی با میزان رضایتمندی زناشویی. پژوهش های روان شناسی بالینی و مشاوره دانشگاه فردوسی مشهد، سال ۲، شماره ۲، ۱۱۶-۱۰۱

– ستير، و. (۱۳۹۳). آدم سازی در روانشناسی خانواده (بهروز بیرشک، مترجم). تهران ترشد

– فربد، ا. (۱۳۸۶). رابطه تیپ های شخصیتی آ وب با رضایت زناشویی، دانشگاه علامه طباطبائی

 – گولدنبرگ، 5، گولدنبرگ، آ. (۱۳۹۴). خانواده درمانی (مهرداد فیروز بخت، مترجم). تهران:مؤسسه خدمات فرهنگی رسا

– مایرز، گ. ای.، مایرز، م. (۱۳۸۷). پویایی ارتباطات انسانی (حوا صابر آملی ، مترجم). تهران :دانشکده صدا و سیما (نشر اثر اصلی ۱۹۹۲)

– مک کی، م. (۱۳۸۷). رابطه مؤثر (مهدی قرچه داغی، مترجم). تهران: شباهنگ

– میلر، ش.، میلر، ف، ناتالی، ا.، واکمن، د. (۱۳۹۵). آموزش مهارت های ارتباط زناشویی (فرشاد بهاری، مترجم). تهران: انتشارات رشد

References

Becvar, D. S. & Becvar, R. J. (1992). Family Therapy: A systemic integration (2nd ed). Boston: Allyn and Bacon.

 Berger, R., & Hannan, M. (2001). Preventive Approaches in Couples Therapy. New York: The Guilford Press.

 Broadwell, D. F., & Light, K.C. (2016). Hostility, conflict and cardiovas – cular response in married couple: a focuses on the dyad. Journal of Health &Human Services, 12(3), 142-152.

Chang, A. S. (2017). Self-Reported Reasons for Divorce and Correlates of Psychological Well-Being among Divorced Korean Immigrant Women”. Journal of Divorce & Remarriage, 40(1), 111-128.

Coyle, J. P. & Nochajski, T. &Maguin. E. & Safyer, A. &DeWit, D. & Macdonald. S. (2016). An Exploratory Study of the Nature of Family Resilence in Families Affected by Parental Alcohol Abuse.Journal of Family Issues. Vol XX, pp. 1-18.

Greeff, A. P. & Loubser, K. (2015). Spirituality as a Resiliency Quality in Xhosa-speaking Families in South Africa. J Relig Health 47, 288–301.

 Hant, P., & King, D. B. (2015). Advances in the conceptualization and measurement of religion and satisfaction marital. Implications for physical and mental health research: American Journal of Psychology, 58(1), 64-74.

 King, D. B. (2008). Rethinking Claims of Spiritual Intelligence: A Definition Model, and Measure. A Thesis Submitted to the Committee on Graduate Studies in Partial Fulfillment of the Requirements for the Degree of Master of Science in the Faculty of Arts and science TRENT UNIVERSITY, Peterborough, Ontario, Canada.

 Litzinger, S., & Gordon, K. C. (2014). Exploring relationships among communication, sexual satisfaction, and marital satisfaction. Journal of Sex & Marital Therapy, 31, 409-424.

Maio, G. R., Thomas, G., Fincham, F. D., & Carnelley, K. B. (2012). Unraveling the role of forgiveness in family relationships. Journal of Personality and Social Psychology, 94 (2), 307-319.

 Marsh, R., & Dallos, R. (2014). Religious beliefs and practices and Catholic couples’ management of anger and conflict. Clinical Psychology and Psychotherapy, 7(1), 22-36.

McNulty, J. K. (2015). Forgiveness in marriage: Putting the benefits in to context. Journal of Family Psychology, 22 (1), 171-175.

 Olson, D. H. (1999). Circumplex model of marital and family systems. Journal of family therapy, 22,144-164

 Olson, D. H. (2009). FACES IV and the circumplex model: validation study. Journal of marital and family therapy, 37, 1,6480

 Olson, D. H.; Olson, A. K.; Peter, S. & Larson, J. (2008). The couple check up. Find your relationship strengths. Thomas Nelson /2008/ Hardcover.

Payne, P. B. (2017). Spiritual beliefs in Family Experiences and Couples Cocreation of spiritual beliefs During the Early Years of Marriage. Doctoral dissertation, Northon School of Family And Consumer Sciences Division of Family studies and Human Development.

 Sisk, D. A. (2002). Spiritual intelligence: The tenth intelligence that integrates all other intelligence. Gifted Education International, 16(3),208-212

 Sisk, D. A., & Torrance, E, P. (2001). Spiritual intelligence: Developing higher consciousness. Buffalo, New York: Creative Education Founda – tion press.

 Sullivan, K.T. (2012). Understanding the Relationship between Religiosity and Marriage: An Investigation of the Immediate and Longitudinal Effects of Religiosity on Newlywed Couples, J Fam Psychology, 15(4), 610-626.

Vaughan, F. (2002). What is spiritual intelligence? Journal of Humanistic Psychology, 42(2), 16-33

  Walt, V., & Alletta, E. (2006). A descriptive and exploratory study towards a spiritual intelligent transitional Model of organizational communication in University of South Africa. J Nurs Res, 35(2), 27380.

Witkin, S.L., & Rose, S. D. (2013). “Group Training communication skills for couples: A Preliminary Report”. In the American Journal of Family Therapy, 6(4): 45-56.

Wong, K. F., & Yau, S. Y. (2010). Nurses’ experiences in spirituality and spiritual care in Hong Kong. Appl Nurs Res. 23(4), 242-4.

 Zohar, D; Marshall, I. (2000). SQ: spiritual intelligence, The ultimate intelli -gence. London: Bloomsbury

مقالات پیشین

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را به دوستان خود به اشتراک بگذارید

خواننده گرامی

آیا می دانستید بسیاری از مشکلات شخصی و گروهی با کمک گرفتن از مشاوران منخصص به راحتی قابل حل می باشد.

دیر اقدام نکنید

به راحتی با کارشناسان ما در تماس باشید تا شما را برای انتخاب مشاور راهنمایی نمایند.
اینجا کلیک نمایید
لیست محتوا